تبليغاتX
من هم شهیار قنبری هستم

در زندگی همیشه زخمهایی هست مثل مجتبی پور طالبیان

 

 

 

                                    هستی من نفس نفس مال تو

 

                       تمام من عیدی هر سال تو

 

 

 

نکته یک:این وبلاگ دووازدهم هر ماه آپ خواهد شد.

 

نکته دو:بر روی مطالب با رنگ سبز در تمام پستها می توانید کلیک کنید.

 

نکته سه:با احترام به تمام دوستانی که وبلاگ رو در پیوندهاشون

 

ثبت کردن لطف کنید نام درست وبلاگ یعنی

 

" من هم شهیار قنبری هستم" را در پیوندتون ثبت کنید.

 

نکته چهار :(خصوصی) اینا عروسکای منن.

 

نکته پنج:ترانه با رنگ آبی از شهیار قنبری می باشد.

 

 

 

 

هیچ کاری خوش تر از کار تو نیست

 

هیچ یاری مثله شهیار تو نیست

 

کار رفتن تا قله ها،بلندی ها

 

کار سقوط از اوج تو به زیر پا

 

کار خوبِ قطره قطره باران شدن

 

گم شدن در آبی ترین جای دریا

 

هیچ کاری خوش تر از کار تو نیست

 

هیچ یاری مثله شهیار تو نیست

 

کار به دنیا آمدن،کار دشوار

 

درک دلتنگی های زن،کار ایثار

 

کار از بر کردن تو،پیرهن تو

 

بهترین غزل ناز ِ من،بهترین کار

 

هیچ کاری خوش تر از کار تو نیست

 

هیچ یاری مثله شهیار تو نیست

 

کار فهمیدن زن،کار تمام وقت من

 

کار خوب سر زدن،از عطر تو سر رفتن

 

هیچ کاری خوش تر از کار تو نیست

 

هیچ یاری مثله شهیار تو نیست

 

 

 

 

 

کارگاه سید(مهدی موسوی) تموم شد.

 

ادبیات کجایی که سیدت کشتن!!!

 

روزهای جمعه و فقط ادبیات دوستانی عمیق که،کالی من در

 

باغ کمالشان حسرت بزرگ جمعه هایم بود

 

 

کدام سیاره؟...ساکن کدام شبی؟!

 

پرنده کوچولو،نه!پری یک وجبی!!

 

اگر چه پاکی این عشق در مخاطره است

 

چه چشمهای قشنگیچه سینه ای!چه لبی!

 

چنان لطیف که در این شعر نمی گنجی

 

گلی!که کاشته ام توی قوطی حلبی

 

حرفای دوستان و بچه های کارگاه رو می تونید اینجا بخونید

 

 

 

 

 افشین قطبی رفت. به همین سادگی و به همین راحتی.

 

قلعه نویی برگشت استقلال.

 

فقط می تونم بگم:

 

از دست بوس میل به پا بوس کرده ای

 

خاکت به سر،ترقی معکوس کرده ای

 

 

 

یکی به من بگه چه طوری می شه زل زد تو چش ملتُ

 

مثه آب خوردن دروغ گفت؟(لینک ندارم ولی می تونید

 

به بخشهای مختلف خبری صدا و سیما به خصوص اخبار

 

داخلی رجوع کنید)

 

قضیه دانشگاه زنجان رو حتما شنیدید اگرم نشنیدید اینجا رو بخونید.

 

(ضمنا بازداشت مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی/

 

دستگیری دانشجویان دانشگاه زنجان/ سهمیه بندی برق و... )

 

 

نادر ابراهیمی رفت 

 

 

 

این روزها تب دارم فقط همین.گفتم که با هم باشیم

 

 

 

 

 

این ترانه جز اولین کارهاییه که در وب گذاشتم ولی

 

به دلیل عدم وجود بازدید کننده!!! نقدی روی این کار نشد

 

برا همین مجدد این کارُ منتشر می کنم تا نظرات شما رو بشنفم.

 

 

 

دخمه

 

 

(بیوگرافی نوشتن کاری ست که در هر ترانه می کنم)

 

 

 

توی چشمش یه اتاقه ، یه اتاق سردُ تاریک

 

 

رودرش نوشته stop با خط قرمزُ باریک

 

 

یه طرف یه دفتر شعر، کاغذای پاره پاره

 

 

روی جالباس یه شلوار،محصول خط ُستاره

 

 

یه طرف آلبوم کهنه با یه جلد زرد بی راه

 

 

یه طرف حرف فرویدی،« توی قاب خنده یک ماه»

 

 

روی دیوار جا نواری ،با یه سیب سرخ شیشه

 

 

می دونه این سرنوشتش تا دم مرگش باهاشه

 

 

همه عمر سیاهش توی این دخمه گذشته

 

 

این اتاق شده جهنم حتی وقتی تو بهشته

 

 

همه ترانه هاشُ توی این اتاق سروده

 

 

وای اگه بفهمه اینُ چه کسی براش نوشته

 

 

یه طرف چن تا جوونه ،چن تا خوشه گل گندم

 

 

یه طرف رنگ خزونه ،چن تا خوشه گل گندم

 

 

یه طرف سیگار،متکا، گریه های زیر پتو

 

 

یه طرف کتاب سهراب ، رد پات رو طرح زیلو

 

 

روی میز یه استکان چای ،خودکار قرمز خالی

 

 

توی قاب عکس بی عکس ،رد یک عشق خیالی

 

 

جای فرش گبه زیر پاش ،طرحش یه اسبُ  یه دختر

 

 

لوگوی روی نواری ،تیر میون قلب کفتر

 

 

همه عمر سیاهش توی این دخمه گذشته

 

 

این اتاق شده جهنم حتی وقتی تو بهشته

 

 

همه ترانه هاشُ توی این اتاق سروده

 

 

چی می شه اگه بفهمه اینوکی واسش نوشته؟

 

 

                                                

 

+ نوشته شده توسط مجتبی پورطالبیان
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
ساعت 0:1